
فیلم های سینمایی به طور کلی به دو گروه تقسیم می شوند.یکی فیلم های سینمایی منتقد پسند و دیگری فیلم های سینمایی پر فروش.فیلم های امروزه بیشترجزوء گروه پر فروش می باشند.صنعت فیلم سازی در امروزه رو به ساختن فیلم هایی که فقط بتواند رضایت بیننده را جلب کند آورده است و کارگردانان فقط و فقط به مبلغ فروش فیلم خود توجه می کنند به طوری که فیلم های منتقد پسند کمتر در امروزه دیده می شود.در واقع کارگردانان فیلم های امروزی با ایجاد صحنه های اکشن موجب فروش فیلم های خود می شوند و به مسائلی چون موسیقی-فیلمنامه-بار آمورنده ی فیلم و نظر منتقدان فیلم و .......توجه نمی کنند ولی در گذشته این مساله درست برعکس بوده است.در فیلم های گذشته به فیلم نامه و موسیقی توجه بسیاری می کردند و کارگردانان فیلم های گذشته بر خلاف کارگردانان امروزی فقط به خاطر در آوردن پول فیلم نمی ساختند.به یک عنوان اشاره می کنیم. God Father یکی از شاهکارهای دنیای سینما است و همچنان هم طرفداران خاص خودش را دارد .این فیلم یکی از معدود عنوانهایی است که هم جزوء گروه منتقد پسند بود و هم جزوء گروه پر فروش گر چه فیلم های آن زمان از نظر فروش با فیلم های امروزه قابل مقاسیه نیستند زیرا در امروزه طرفداران فیلم به طرز محسوسی اقزایش یافته است.داستان زندگی یک گروه مافیایی را نشان می دهد که با مخالفان خود در گیر می شود و ....... نقش اول این فیلم را مارلون براندو ستاره ی نام آشنای سینما و یک اسطوره ی فراموش نشدنی سینما ایفا می کند و همچنین آل پاچینو در نقش مایکل پسر دون ویتو کورلئونه(Don Vito Corleone)می باشد.همچنین فیلم از یک موسیقی بی نظیر بهره برده که کاملا مربوط به داستان فیلم می باشد.موسیفی فیلم در ابتدا حالت غمگین و ناراحت کننده ای به خود می گیرد زیرا دون ویتو کشته می شود ولی موسیقی در ادامه بسیار شاد می شود زیرا مایکل تمام دشمنان پدر خود را نابود می کند. فیلم پدر خوانده یک عنوان بی نظیری بود که مطمئنا هیچ فیلمی مانند آن دیگر نخواهد آمد ولی امیدوارم سینمای امروزی رو به ساختن فیلم های منتقد پسند بیاورد. فیلم شماره ی دو و سه آن هم زیبا و جالب است اما فیلم شماره ی اول آن چیز دیگری است!
سلام!!پس از مدتها دوباره در خدمت شما هستم و خیلی خوشحالم.می دانم.بعد از تابستان وبلاگ ما آن رونق همیشگی خود را از دست داد.همین مساله و حرارت و شوق به کار من و دیگر دوستان را از بین برد و در نتیجه وبلاگ عملا تعطیل شد.ولی حالا به طرز عجیبی شوق و اشتیاق به کار در وبلاگ دوباره در من و دوستان ایجاد شد و به فکر متحول کردن وبلاگ افتادم.حالا هم دنبال کارهای وبلاگ هستم و در چند روز آینده وبلاگ آن وضعیت گذشته اش را پیدا خواهد کرد.به شما قول می دهم!!!!
سید جنیس، رییس آکادمی علوم و هنرهای تصویری با طنز درباره ایده دیالوگهای فیلم در پس زمینه پوستر میگوید: «چیزی که ما داریم عدم موفقیت در برقراری ارتباطهایمان است. ما آن را به شکل درشت میبینیم و با خودمان میگوییم "یک فکری توش هست" بله، این یکی زورش زیاد است»
او ادامه میدهد «اینها دیالوگهای فراموش نشدنیای هستند که در صحبتهای روزمره، ملاقاتها، مهمانیها یا قدمزنی در خیابان میشنوید. اینها آرام به افکار ما وارد شدهاند و راه مختصرتری برای بیان حسهایمان ایجاد کردهاند. اگر یک تصویر ارزش هزاران کلمه را داشته باشد در عوض هر یک از این دیالوگها حداقل ارزش 500 کلمه را دارند.»
به گزارش سایت سینمای ما جنیس ادامه میدهد : «طراحان ابتدا فقط میخواستند دیالوگهایی از فیلمهای اسکاری را بگذارند اما بعدها این ایده را به فیلمهای نامزد اسکار گسترش دادند.» با این وجود همه دیالوگها بجز یکی از فیلمهای نامزد جایزه اسکار از سال 1936 تا 2005 انتخاب شده است.
جنیس درباره دیالوگ مشهور پدرخوانده میگوید: «و یقینا ما باید احتمالا پرکاربردترین دیالوگ یک فیلم را اضافه میکردیم "میخوام پیشنهادی بهش بکنم که نتونه رد کنه"»
طراحی و اجرای پوستر توسط آژانس تبلیغاتی لوسآنجلس TBWA Chiat-Day انجام شده و عکاس مجسمه اسکار آلبرت واتسون بودهاست. پوستر روی کاغذ بسیار مرغوب قابل بازگشت به طبیعت و در ابعاد 27 در 40 چاپ شده است و دارای زمینهای سیاه و دیالوگهای فیلم به رنگ طلایی متالیک است که فونت هر دیالوگ با حال و هوای فیلم منطبق شده است.
جنیس میگوید: «آکادمی قصد دارد پوسترها را برای نویسندگان زنده این دیالوگها بفرستد. این راه خوبی برای تشکر کردن از آنها است.»
نزدیک 65000 پوستر در تمام دنیا پخش خواهد شد و از طریق وب سایت آکادمی هم قابل خریداری خواهد بود. نامزدهای کسب جوایز 79مین دوره مراسم اسکار در 23 ژانویه سال آینده معرفی شده و مراسم اعلام برندگان نهایی در جشن باشکوهی در کداک تیتر در25 فوریه برگزار خواهد شد.
دیالوگهای خاطرهانگیزی که روی پوستر نوشته شده است عبارتند از:
نمیتونی ببینی که من تو رو داشته باشم؟ یه کم ویسکی بهم بده. (از زیگفیلد بزرگ- 1936)
بعضی وقتا اینقدر خوشگلی که دهنم قفل میشه. (از نمیتوانی این را با خودت ببری- 1938)
راستش عزیزم، من هیچ اهمیتی نمیدم. (از بر باد رفته- 1939)
میکشمت، خوشگل من، و همینطور سگت رو. (جادوگر شهر از-1939)
ازت میخوام که با من ازدواج کنی، تو کوچولوی احمق. (از ربکا-1940)
رزباد! (از همشهری کین- 1941)
یکی حواسش به توئه بچه. (کازابلانکا- 1943)
نه، زمین گلف چیزی بجز یک اتاق بیلیارد که اومده باشه بیرون نیست. (به راه خودم میروم- 1944)
یکی خیلی زیاده و هزار دونهاش کافی نیست. (تعطیلات از دست رفته- 1945)
من هیچی ندیدم. من باید تو خونه میموندم و میفهمیدم که داره واقعا چه اتفاقی میافته. (از بهترین سالهای زندگی ما- 1946)
تو چیز زیادی نمیخوای. تو فقط یه ماه میخوای... با یه کم جعفری! (از توافق آقایان- 1947)
سستی، نام تو زن است. (از هاملت- 1948)
تو یه جوری پولها رو دور میریزی که انگار پول هستن. (از تمام مردان شاه- 1949)
خیلی خوب آقای دمیل، من برای گرفتن کلوزآپم آمادهام. (از سانست بولوار- 1950)
استلا! (از اتوبوسی بهنام هوس- 1951)
خب، من چی هستم؟ من یه سرباز بدون درجهام. و اون طوری که اکثر شهروندان بهش نگاه میکنن، دو درجهای از هیچی بالاتره. (از از اینجا تا ابدیت- 1953)
من میتونستم کلاس داشته باشم، میتونستم برنده باشم، میتونستم یه کسی باشم، عوض یه مفتخور. چیزی که الآن هستم. (از در بارانداز- 1954)
یک انگلیسی قربان هیچوقت درباره شرطبندی شوخی نمیکنه. (از دور دنیا در هشتاد روز- 1956)
بازی نکردن و همهاش کار کردن از جک یک پسر خستهکننده ساخته. (از پل رود کوای- 1957)
این حماقت در کل تاریخ روابط بشری همتا ندارد. (از جی جی- 1958)
شما میتوانید جمجمه یک مرد را بشکنید. میتوانید او را دستگیر کنید. میتوانید او را درون سیاهچال بیاندازید. اما چطور میتوانید اتفاقاتی که در حال وقوع است را کنترل کنید؟ چطور میتوانید با یک فکر بجنگید. (از بن هور-1959)
وقتی که عاشق یه مرد زندار میشی، نباید خط ابرو بکشی. (از آپارتمان- 1960)
بیاین تو، بیاین تو! ما گازتون نمیگیریم- تا وقتی که میدونیم شما بهترین. (داستان وست ساید- 1961)
اسیر نگیرین! اسیر نگیرین! (از لارنس عربستان- 1962)
کاملا ثابت شده که مشروب زیاد آرزوهای یه مرد رو از بین میبره. حقیقتا توی یه مرد علاف این کارو میکنه. (از تام جونز- 1963)
آقایان، اینجا نمیتونین بجنگین. اینجا اتاق جنگه. (از دکتر استرنج لاو- 1964)
بچههای فونتراپ بازی نمیکنن. رژه میرن. (از آوای موسیقی- 1965)
کاش اون بطری خالی میبود جرج! تو نمیتونی جلوی یه مشروب خوب مقاومت کنی، و نه در مورد حقوقت. (از چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد- 1966)
اونا صدام میزنن «آقای تیبز» (از در گرمای شب- 1967)
چیزی که ما اینجا داریم، شکست تو ارتباطمونه. (لوک خوش دست- 1967)
درهای پوسته قرمز رو باز کن هال. (از 2001 یک ادیسه فضایی- 1968)
فکر میکنی به اندازه کافی دینامیت کار گذاشته بودی بوچ؟ (از بوچ کسیدی و ساندانس کید- 1969)
من دارم اینجا قدم میزنم! من دارم اینجا قدم میزنم! (از کابوی نیمه شب- 1969)
ما تموم مدت میخوایم کثافتو از توی اون با لگد بندازیم بیرون و میخوایم اونو ازش بیرون بیاریم بیرون مثل مدفوع از توی غاز! (از پاتون- 1970)
این دویل هستش. من روی یه غورباقه نشستم. (از ارتباط فرانسوی- 1971)
میخوام بهش پیشنهادی بکنم که نتونه رد کنه. (از پدرخوانده- 1972)
من عاشق وقتیام که مردا پوست میاندازن. (دیوارنوشتههای آمریکایی- 1973)
خب، اگه راستشو بخوای، یه کم دروغ گفتم. (از محله چینیها- 1974)
بندازش برای من رییس! من حرکت کردم! (از پرواز بر فراز آشیانه فاخته- 1975)
آتیکا! آتیکا! (از بعد از ظهر سگی- 1975)
من خیلی داغ کردم و نمیخوام دیگه این طوری باشم. (شبکه- 1976)
پولو دنبال کن. (از تمام مردان رییس جمهور- 1976)
فورس با این قدرتش زیاد میشه! (از جنگهای ستارهای- 1977)
استنلی، اینو دیدی؟ این همونه. این چیز دیگهای نیست. این همونه. از این به بعد، خودتی و خودت. (از شکارچی گوزن- 1978)
وحشت. وحشت. (از اینک آخرالزمان- 1979)
من یه حیوون نیستم. من یه آدمیزادم. من یه مردم. (از مرد فیلنما- 1980)
میخوای برقصی؟ یا میخوای فقط اداشو در بیاری؟ (از در دریاچه طلایی- 1981)
ای تی به خونه زنگ بزن. (از ای تی موجود ماورازمینی- 1982)
بهترین خلبانی که تا به حال دیدم کیه؟ خب، آآآآ، داری نگاش می کنی. (از کار درست- 1983)
باد در موها! انتها در قلم! (از دوران مهرورزی1983)
آیا بهش بیاعتنایی کردهام؟ آیا باهاش ازدواج کردهام؟ (از شرف خانواده پریتزی- 1985)
خفه شو! خفه شو و درد بکش! درد بکش! (از جوخه- 1986)
به هوش بیا! (از ماهزده- 1987)
حرص خوبه. (از والاستریت- 1987)
ده دقیقه تا واپنر. (از مرد بارانی- 1988)
اگه بسازیش، اون میاد. (از سرزمین رویاها- 1989)
اگه فراموش کنم که بهت بگم بعدا، امشب یک شب فوقالعاده دارم. (از زن زیبا- 1990)
صبح بخیر کلاریس. (از سکوت برهها- 1991)
تو نمیتونی حقیقت رو حس کنی. (چند مرد خوب- 1992)
حقیقت هلن همیشه جواب درسته. (از لیست شیندلر- 1993)
مامانم همیشه بهم میگفت زندگی مث یه جعبه شکلات میمونه. هیچوقت نمیدونی چی قراره گیرت بیاد. (از فارست گامپ- 1994)
پولو بهم نشون بده! (از جری مگوایر- 1996)
هر وقت سلام کنی منو داری. (از جری مگوایر- 1996)
من سلطان جهانم! (از تایتانیک- 1997)
تو کاری میکنی که من بخوام آدم بهتری باشم. (از بهترین شکل ممکن- 1997)
محرمانه، در QT، و خیلی Hush-Hush (سری) (از محرمانه لس آنجلس- 1997)
من یک مرده هستم و هیچ سودی هم ندارم. (از شکسپیر عاشق- 1998)
اون پوسترایی رو که نوشته بود «امروز اولین روز بقیه عمرتونه» رو یادت میآد؟ خب این برای همه روزها بجز یکیش صادقه. روزی که مردی. (از زیبایی آمریکایی- 1999)
اسم من گلادیاتوره. (از گلادیاتور- 2000)
فردو! (از ارباب حلقهها: رهروان حلقه- 2001)
زرق و برق قدیمی رو نشونشون بدین. (از شیکاگو-2002)
شما هیچوقت کل یه زندگی دور نمیاندازین مگر اینکه یه کم خراب شده باشه. (سیبیسکویت- 2003)
به من چرند نگو مرد. (از ری- 2004)
نه، اگه کسی مرلوت سفارش بده، من از اینجا میرم. (از راههای جانبی- 2004)
کاش می دونستم که چطور تو رو ترک کنم. (از کوهستان بروکبک- 2005)
منبع: www.jahan.cinemaema.com
می می خواهیم امروز در باره بازی Bullyبا شما صحبت کنیم.این بازی توسط شرکت مشهور Rockstar،یعنی سازنده ی معروف سری بازیهای GTAمی باشد.به طور قطع همه ی شما روزهایی را در مدرسه گذرانده اید.با معلمان و دوستان و فضای مدرسه به خوبی آشنا هستید.مدرسه برای بعضی از شما خاطرات خوش و برای بعضی از شما حاوی خاطرات تاخ و بدی بوده است.این بازی هم به همین گونه می باشد.یعنی شما در فضای مدرسه قرار دارید،یک دانش آموز را کنترل می کنید و......این بازی برای کنسول هایPS2-Xbox-X box360-PS3می باشد.Bully به معنای گردن کلفت می باشد.در چند سال پیش یک فیلم آمریکایی به همین سال ساخته شد که یک دانش آموز را که در مدرسه زور گویی می کند و همه را کتک می زند را نشان می داد.به همین خاطر اکران این فیلم در آمریکا ممنوع شد.حالا پس گذشت چند سال شرکتRockstarاقدام به ساخت یک بازی از روی یک فیلم کرده است که اتفاقا بازی جالبی می باشد. ابتدابه داستان بازی می پردازیم.نام شخصیت اول بازی جیمی هاپکینزJimmy Hopkinsپانزده ساله می باشد.مادرجیمی از پدر او جدا شده و با یک نفر دیگر ازدواج کرده است.جیمی اصلا از این موضوع خوشحال نیست.به همین خاطر مادر او برای خلاصی از دست جیمی او را به یک مدرسه ی شبانه روزی می فرستد.آن هم مدرسه ای که به خاطر کتک زدن دانش آموزان و خشونت ناظمان آن مشهور می باشد.بازی نیز از همین جا آغاز می شود.هنوز ترم جدید شروع نشده است و شما باید جیمی را برای ترم جدید آماده کنید.فضای مدرسه فوق العاده و بی نقص طراحی شده و حس مدرسه را به شما القا می کند.بعضی دانش آموزان در مدرسه زورگویی می کنند و ار دانش آموزان ضعیف تر پول می گیرند.ناظمان مدرسه فعال هستند و مرتب به دنبال دانش آموزان خاطی میروند،روابط بچه ها با یکدیگر همه ی چیزها عالی هستند.همچنین شما باید در کلاس های درسی نیز حضور پیدا کنید.در این کلاس ها که شامل شیمی-زبان-نقاشی-عکاسی و ورزش می شود می توانید تونایی های خود را تقویت کنید.به طور مثال با فتن به کلاس شیمی می توانید بمب های شیمیایی مختلفی بسازید و در مدرسه از آنها استفاده کنید. شما باید در ساعت خاصی سر کلاس حاضر شوید در غیر اینصورت ناظم شما را دستگیر خواهد کرد و به سر کلاس خواهد برد!!!برای همین یک ساعت در بالای صفحه وجود دارد که زمان رفتن به کلاس ها و خواب و دیگر چیزها را نشان می دهد.در ابتدای بازی شما اجازه ی رفتن به خارج از مدرسه را ندارید اما با جلو رفتن بازی شما می توانید وارد شهر هم شوید و برای مدتی خارج از مدرسه باشید.در صورت انجام این شیطنت ها ناظمان به سراغ شما می آیند به دنبال شما میدوند و شما به راحتی می توانید از دست آنها فرار کنید.یکی از نکات جالب بازی شیطنت هایی است که شما می توانید بکنید.به طور مثال آشغال موز را بر روی زمین و سر راه قرار می دهید و سپس مشاهده می کنید که یکی از دانش آموزان روز پوست موز قدم بر میدارد و به زمین می افتد!!!همچنین امکان دعوا کردن با دیگر افراد نیز وجود دارد.دعواها بسیار زیبا و طبیعی و به صورت مدرسه ای طراحی شده اند.ماموریت های بازی هم توسط دانش آموزان،معلمان،مدیر مدرسه،ناظمان و دیگر افراد به شما داده می شود.معمولا ماموریت ها را بعد از پایان کلاس ها دریافت خواهید کرد.مرحله ها و ماموریت ها بازی نیز بسیار متنوع و سرگرم کننده می باشند.به طور مثال شما از بچه های درس خوان پول می گیرید تا از آن ها محافظت کنید راه های زیادی برای پول در آوردن شما وجود دارد مانند کار کردن در مغازه ها و انجام ماموریت های جانبی که به صورت ضربدر آبی رنگ در نقشه نشان داده می شوند.یکی از ایرادهایی که بر این بازی وارد است این می باشد که شرکت Rockstarدست بازیباز را در این بازی بسته است.یعنی اینکه شما در شهر خیلی آزاد نیستید و بلافاصله بعد از اینکه یک دعوا اساسی راه بیندازید به طور عجیب و غریبی سر وکله ی پلیس پیدا می شود و شما را دستگیر می کند!!!!در شهر انواع ماشین ها و دوچرخه ها وجود دارند که شما فقط می توانید از دوچرخه برای رفت و آمد استفاده کنید البته باری برگشت به مدرسه می توانید از اتوبوس هم استفاده کنید.بازی دارای چند فصل می باشد که با پایان هر فصل زمان هم میگذرد و آب و هوا تغییر می یابد.مثلا در اواسط بازی فصل زمستان آغاز می شود و همه جا را برف می پوشاند و امکان برف بازی نیز وجود دارد!!نکات جزئی بازیBullyآن قدر زیاد است که نمی شود به همه ی آنها اشاره کرد.بهتر است خودتان آنها را کشف کنید.به سراغ گیم پلی بازی می رویم.گیم پلی بازی فوق العاده روان و بدون ایراد است و شما مشکلی برای هدایت جیمی نخواهید داشت.اما مثل همیشه گرافیک شاید یکی از ضعفهای این بازی باشد اما به نظر من حیف است ارزش این بازی را فقط به خاطر ضعف جزئی گرافیکی پایین بیاوریم.مثل همیشه این محصول Rockstarگرافیک جالب توجهی ندارد اما با این حال گرافیک بازی اصلا سطح پایین نیست و در بعضی مواقع هم قدرتمند جلوه می کند اما با این حال مسلما این بازی از نظر گرافیک تاب توان در برابر غول هایی مثلEAرا ندارد!!!گرافیک بازی کمی از بازی GTA:San Andreasبالاتر می باشد.صداگذاری بازی هم بدون نقص می باشد و هیچ ایرادی بر آن وارد نیست.دیالوگ هایی که بین افراد رد و بدل می شود بسیار واضح و روشن می باشد و افرادی که آشنایی زیادی با زبان انگلیسی ندارند هم می توانند معانی جملات را متوجه شوند.واقعا این بازی یک شاهکار فوق العاده از شرکتRockstarاست و اگر سری به سایتGamespotزده باشید در تحلیل اشاره شده بود که این بازی هیچ ایرادی ندارد و یک بازی بدون نقص می باشد و همچنین در آمریکا مجوز فروش را دریافت کرده است.هوش مصنوعی افراد به خصوص در دعواها و درگیری ها ضعیف می باشد.افراد در دعواها بسیار صعیف و بدون تفکر عمل می کنند . مجموع این بازی بی نظیر می باشد و یک شاهکار دیگر از شرکتRockstarرا است و ارزش بازی کردن و حداقل یکبار تمام کردن را دارد.ضمن آنکه بازی خیلی هم طولانی و بلند نیست بلکه درست در جایی تمام می شود که شما آرزو می کنید ای کاش بازی ادامه داشت!!به نظر من حتما این بازی را یک بار تجربه کنید چون ارزش آن را دارد.ولی صاحبان کامپیوتر فعلا باید صبر کنند تا ببینند آیا شرکتRockstarهمانند بازیGTA:SAپس از شش ماه از بیرون آمدن نسخه ی Bullyبرای کنسول ها دست به انتشار این بازی پر طرفدار برای کامپیوتر خواهند زند یا خیر؟؟
|
|
|
اگر در گذشته کارتون ها تنها سرگرم کننده بودند، امروزه اما کارتون ها ویژگی ها و نقش های متفاوتی را برعهده گرفته اند؛ آنها بخش عظیمی از صنعت سینما، هنر گرافیک کامپیوتری، موسیقی، دوبله و جلوه های ویژه را به خود اختصاص داده اند. آنها به تمام مراسم توزیع جوایز معتبر سینمایی نفوذ کرده بسیاری از این جوایز را از آن خود کرده اند، اما آیا می دانستید که انیمیشن قبل از سینما به وجود آمده است؟ بدین ترتیب، انیمیشن 10 سال قبل از اختراع سینما توسط برادران لومیر، متولد شد. در واقع انیمیشن را می توان مادر سینما نامید. نخستین مجموعه کارتونی مشهور، «گرتی دایناسور» بود که توسط وینسور مک کی ساخته شد و او بود که انیمیشن را به اوج رساند. والت دیزنی هم صدا را وارد دنیای انیمیشن کرد و نخستین فیلم های طولانی سینمایی و کارتونی را ساخت. بعدها این کارتون «تام و جری» نام گرفت. تام و جری هفت اسکار را در ظرف 10 سال از 1943 تا 1953 ربودند. تام و جری شخصیت های کارتونی پرتحرکی بودند که به شیوه اسلپ استیک ارائه می شدند. از فیلم های مطرح آنها می توان به این موارد اشاره کرد؛ «دردسر موش» (1944): درگیری بی پایان موش و گربه؛ آنها با هر چه دم دستشان است از سلاح سرد گرفته تا اسلحه گرم و سلاح های پیشرفته به هم شلیک می کنند و در آخر تام منفجر می شود!«کنسرت گربه» (1947): تام گربه، پیانیست باوقاری است که با اسموکینگ روی صحنه می آید، اما جری موشه درون پیانو خوابیده است. وقتی که تام نت ها را می نوازد، کلیدها به جری می خورد و جری از درون پیانو شروع به نواختن می کند و کنسرت تام را به هم می ریزد و سرانجام آنها علنا رودررو می شوند و ماجراهای خنده دار و مهیج می آفرینند. فیلم یکی از شاهکارهای انیمیشن است که برنده اسکار می شود. «تام و جری» هنوز هم یکی از محبوب ترین کارتون های دنیاست و نمونه های جدیدی هم از آن ساخته شده است. انیماتورها هم یک فیلم 5 - 4 دقیقه ای به عنوان تیتراژ ساختند که برای آن زمان طولانی بود، اما بعضی ها معتقد بودند که این تیتراژ از خود فیلم بهتر است. سرانجام ساخت مجموعه ای از کارتون های پلنگ صورتی توسط شبکه ABC انجام گرفت. ویژگی پلنگ صورتی این بود که به دیالوگ نیازی نداشت و دوبله هم نمی خواست و به همین دلیل می توانست در همه جای دنیا با مخاطبانش ارتباط برقرار کند؛ کارتون ها معمولا 6 دقیقه ای بودند. چهره پلنگ صورتی بی تفاوت بود و خنده و گریه اش را نمی دیدیم؛ چیزی که در کارتون های دیزنی دیده نمی شد. آن پلنگ لاغر و بلند با ریتم راه رفتن معروفش هنوز در یادها مانده است. بعدها «هنری مانچینی» یک موسیقی به یادماندنی هم برای آن ساخت. او حتی کارش را آنقدر وسعت داد که با برقراری سیستم های مدیریتی نوینی که ایجاد کرد، پارک ها و مراکز تفریحی و گردشگری اش را به مراکزی نمونه و بی نظیر تبدیل ساخت. در این مجال، پرداختن به تمام کارتون ها و دنیای شگفت انگیز و رویایی او میسر نیست اما بعضی از انیمیشن های کلاسیک و معدودی از محصولات جدید کمپانی دیزنی معرفی می شود؛ |
فیلم اصطلاحی است که بطور عام شامل تصاویر متحرک و همچنین زمینه می گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی بطور تاریخی عنصر اساسی ضبط رسانه و پخش تصاویر متحرک بحساب می آمده است. تولید فیلمها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آنها از طریق تکنیکهای انیمیشن و / یا جلوه های ویژه میباشد. فیلمها از مجموعهای از قاب های انفرادی تشکیل شدهاند که زمانی که بسرعت و پشت سرهم نمایش داده میشوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود میآورند. بر اثر پدیدهای بنام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ میکنند، چشمک های بین تصاویر ، قابل رویت نیستند. همچنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می گردد. این اثر روانی بنام حرکت بتا معروف است. از نظر اکثر انسان ها، فیلم از انواع مهم هنر بشمار می آید. فیلم ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به حضار را داراست. عوامل دیداری سینما نیاز به هیچ نوع ترجمه نداشته و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد بخصوص اگر از تکنیک هایددوبله و یا زیر نویس که گفتار را ترجمه می سازد، بهره جسته باشد. فیلم ها همچنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ های مشخص تولید گشته و آن فرهنگ ها را منعکس و در برابر از آنها تاثیر می پذیرد.
در اوایل دهه 1860 با استفاده از وسایلی مانند زووپ و ژراکینوسکوب، مکانیزم های تولید مصنوعی بوجود آمده و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش در آمدند. ماشین های فوق الذکر انواع تکامل یافته ابزار های ساده اپتیکی (مانند توری های سحر آمیز) بودند. این ابزار قابلیت نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر بشکل متحرک بنظر می رسیدند. این پدیده ماندگاری منظرنام گرفت. طبیعتا، تصاویر می بایست بطور دقیق طراحی می شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند- به همین منظور اصول زیر بنائی خاصی بعنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند.
با پیشرفت فیلم سلوئوید برای مقاصد عکاسی ثابت، امکان گرفتن اشیاء متحرک در زمان حرکت، نیز میسر گردید. در مراحل اولیه فن آوری گاهی لازم است که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاهی مخصوص را نگاه کند. در سال های دهه 1880، با معرفی دوربین تصویر متحرکامکان گرفتن تصاویر انفرادی و ضبط آنها بروی یک حلقه واحد فراهم آمد که سریعا به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. کار این دستگاه گذراندن نور از فیلم پردازش و چاپ شده و نهایتا بزرگ نمائی " اجرای تصاویر در حال حرکت" بروی پرده جهت رویت تمام حاضران بود. این حلقه های فیلم های نمایش داده شده بنام "تصاویر متحرک" معروف شدند. اولین فیلم های تصویر متحرک حالت استاتیک صحنه داشتند که در آن ها یک حادثه یا عمل بدون هیچگونه ویرایشکردن و یا دیگر تکنیک های سینمائی، به نمایش در می آمدند.
با سلام و آرزوی قبولی روزه هایتان.خیلی خوشحالم که دوباره برای شما می نویسم و می خواهم که یک خبر خوب به شما بدهم.در طول هفته ی گذشته وبلاگ ما بسیار کم بیننده شد و بخش نظرات مقاله های ما خالی ماند.البته وقتی من به وبلاگ های دیگر هم نگاهی انداختم همین وضعیت در آن ها هم وجود داشت.به همین دلیل من به فکر این افتادم که یک تغییر اساسی در وبلاگ ایجاد کنم و به قول معروف بتوانیم وبلاگ نوینی را به نمایش بگذاریم.در اولین قدم یک نویسنده ی جدید و دوست عزیزم مهدی به جمع ما پیوست.او اولین مقاله اش را هم به ما تحویل داده است.سپس یک قالب زیبا انداختیم تا وبلاگ از حالت یک نواختی در بیاد و حالا هم یک بخش را موضوعات وبلاگ اضافه کرده ایم که دوز و کلک می با شد.بخش دوز و کلک رمز ها بازیهای کامپیوتری را در اختیار شما قرار می دهد.در مورد شرایط این بخش حتما Amigoتوضیح کامل را به شما خوهد داد..برای اینکه وبلاگ نظم خاصی پیدا کند برای هر موضوع یک مسئول یا مدیر را انتخاب کرده ایم.در زیر می توانید تمامی پست های افراد در وبلاگ را مشاهده کنید:
مدیر وبلاگ:امین
1-مدیر بخش بازیهای کا مپیوتری:Amigo
2- مدیر بخش کتابهای داستانی:مهدی
3-مدیر بخش فیلمهای سینمایی:هنوز مشخص نیست
۴-مدیر بخش دوز و کلک:Amig
۵-مدیر امور تبلیغاتی وبلاگ:امین
نمایشگاه E3تعطیل شد.این نمایشگاه که هر سال در تابستان و در شهر لس آنجلس آمریکا برگزار می شود و طی آن شرکت ها وناشرهای بزرگ و کوچک و مشهور و گمنام بازیهای خود را به نمایش می گذاشتند،برای همیشه تعطیل شد.مسئولان این نمایشگاه علت این مساله را گزاف بودن هزینه ی این نمایشگاه و کم بودن در آمد آن توصیف کردند که این یعنی ضرر!همچنین تصمیم گرفته شد که هر سال این نمایشگاه با تشریفات و هزینه های کمتر و در یک هتل برگزار شود که فقط شرکت ها و ناشرهای معروف و مشهور حق شرکت در این نمایشگاه و معرفی بازی خود را دارند.این مساله مسلما ضربه ی زیادی به شرکت های گمنام می زند.این شرکت ها معمولا در نمایشگاه E3بازیهای خوب را معرفی می کردند و نوآوری هایی را ایجاد می کردند و به همین خاطر معروف می شدند و لی از این به بعد خبری از بازیهای جدید و خلاقانه ی شرکت های گمنام نیست.
بازی های اکسن اول شخص یکی از پر طرفدار ترین سبک های بازی در آمریکا و اروپا است.در سال های اخیر بازی های اول شخص زیادی به بازار آمده اند که که عده معدودی به خاطر نو آوری های گرافیکی و گیم پلی بسیار موفق بودند از جمله مدال افتخار-ندای وظیفه-Doom 3-Half Life 2-Chronchiles و......بازی های بسیار زیادی همفقط به قصد تقلیداز این بازی های بزرگ ساخته شده اند که اصلا موفق نبودند.اخیرا یک بازی از استودیو Human headو با ناشری به نام2k Gamesبه بازار آمده است.بازی Preyجدیدترین محصول این استودیو است.این بازی در سبک حود حرف های زیادی برای گفتن دارد مهمترین ویژگی این بازی که آن را از سایر بازیها متمایز می کند وجود خلاقیت ها وابتکارها ی فراوان و بسیار زیبا و همچنین داستان و شخصیت پردازی خوب،محکم و عمیق می باشد.شخصیت های بازی همگی دارای عمق و شخصیت خوبی هستند.همانطور که می دانید یکی از بزرگ ترین ضعف های بازی های FPS نبود داستان خوب و در هم تنیده می باشد.این بازی دارای مایه هایی از حس طنز و شوخی می باشد که بسیار به موقع و مناسب استفاده شده است.اما نمی توان تقلیدهای Preyرا از بازیهایی چون Doom3نادیده گرفت.اما در مجموع Preyرا می توان بازی جدا و مستقل از سایربازی های هم رده با خصوصیات و ابتکارات خاص خود در نظر گرفت.اولین چیزی که ما به آن می پردازیم داستان بازی است.قهرمان بازی که شخصی به نام تامیTommyاست که یک سرخ پوست است.او با توجه به ویژگی های زندگی در غرب و دنیای مدرن امروزی اعتقادی به اصول سرخپوستی و نیاکانش ندارد و در واقع از اصل خود گریزان است!(آن شعر معروف که در طول بازی خوانده می شود،کل بازی در این شعر خلاصه می شود!)او برای صحبت با نامزدش به رستوران وی می رود،ولی در آنجا وی پدر بزرگ پیرش را می بیند.پدر بزرگ تامی در حال صحبت با او و آگاه کردن او از خطری بزرگ است که ناگهان با تاریک شدن صحنه و کنده شدن سقف سفینه ای قضایی تمام اعضای رستوران و تامی را به درون خود می کشد و بازی از همین جا آغاز می شود.قرار نیست ما تمام داستان بازی را در این مقاله لو بدهیم.شما با پیشروی در بازی با ریشه و فلسفه آن سفینه و آن موجودات زیبایش.(البته زیبایی از نظر هنری،فنی و گرافیکی نه زیبایی ظاهری!) آشنا می شوید پس ما حلاوت و شیرینی اتمام و هضم بازی را از بین نمی بریم و پی بردن به مسائل دیگر داستان رابه عهده ی شما می گذاریم.همان طور که گفتیم شخصیت های Preyبر خلاف بازی های مشابه بسیار خوب پرداخته شده و بازی در حلول داستان اطلاعات بسیار کاملی از پیشینه و اعتقادات همه ماجرا بهتره یه ذره انگلیسی خود را قوی تر کنید!اما یکی از ایراداتی که به این داستان وارد است کوتاه بودن و زود تمام شدن آن است که در مورد این مسئله در قسمت گیم پلی صحبت خواهیم کرد.اما در در مورد گرافیک بازی چیزی نمی توان گفت جزء عالی،زیبا،فوق العاده روان و بی نقص استفاده از جدیدترین تکنولوژی های روز دنیا که دارای شفاف،فعال و دینامیک.واقعا زیبایی و قشنگ بودن Texture(بافت ها)و در این بازی چشم نواز است.تمام مدل ها،شخصیت ها و دشمنان بازی هم با جزئیات فراوان و عالی کار شده اسن.اشیاء موجود در صحنه و اسلحه ها هم عالی هستند و احساس واقعی بودن را بازی کننده القا می کند.بازی علاوه بر مسائل فنی از نظر هنری نیز یک شاهکار است که باید به خاطر این طراحی هنری و DecorationوCampositionو استفاده از رنگ های شاد،زیبا به کارگران بازی تبریک گفت.یکی از نقاط قوت موتور بازی علیرغم قدرت زیاد اجرای نرم و روان روی سیستم های متوسط با سرعت فریم(30 FPS)می باشد.سایه پردازی و نور پردازی بی نقص و فراتر از حد انتظار هستند.تکنولوژی های Virtual Shader-Pixel Shader-High Surface Rerlectidy Clow-Speelur Mappingو..... در بازیموجود هستند.در بازی با یک محیط کاملاInteractiveروبرو هستید و بازتاب (Deocal)و تاثیری پذیری محیط بسیار طبیعی است.با شلیک گلوله به هر چیزی اثری کاملا واقعیی به جا می ماند.در کل گرافیک را می توان بی نهایت عالی،نرم،پویا و زنده توصیف کرد.اما گرافیک بازی Preyبی نهایت شبیه بازی Doom3 می باشد. به این دلیل کهموتور استفاده شده در Preyهمان موتور Doom3است که در این بازی قدرت نمایی می کند اما به علت تکراری بودن گرافیک بازی مقدار زیادی نمره از دست می دهد.اما بدانید که موتورDoom3شاهکاری در دقت برای رندر سایه،نور،سایه خیالی و منبع نور خیالی یا مجازی است کهدر این بازی بر خلاف Doom3با محیط های روشن تری روبرو هستیم.گیم پلی این بازی نیز در سطح قابل قبولی قرار دارد.شاید اگر بازی بلند تر و طولانی تر می ساختند Preyنمره بهتری می گرفت.همچنین دشمنان بازی دارای هوش مصنوعی خوبی نسیتند و در موقعات این مساله به وضوح مشخص می شود. صدا گذاری این بازی خوب و راضی کننده است.این بازی برای کامپیوتر و X 360منتشر شده است.واقعا این بازی ارزش یک بار رفتن را دارد و مطمئنا از طی کردن و اتمام این بازی لذت خواهید بود.
سلام با توجه به اینکه مدتی است بخش فیلم های سینمایی و کتاب وبلاگ غیر فعال است من در طول این هفته با چند نویسنده ی خوب که می توانند این موضوعات را فعال کنند صحبت کردم و آنها به من قول دادند که حداقل هفته ای یک مطلب را به من تحویل بدهند.امیدوارم که آنها در چند روز آینده به جمع ما بپیوندند همچنین هر چه تعداد نویسندگان بیشتر باشد وبلاگ دارای مطالب جدید و به روزی خواهد بود و سختی کار بین نویسندگان تقسیم می شود.امیدوارم که ورود نویسندگان جدید که حداکثر تا یک هفته ی دیگر مقاله هایشان را به بنده تحویل می دهند به بهبود شرایط وبلاگ کمک کند.
سلام امیدوارم که حال همه شما خوب باشد.من دوباره برگشتم ودر خدمت شما خواهم بود.اگر به وبلاگProgbizسر زده باشید آنها هم وبلاگ ما را معرفی کرده بودند و چند انتقاد از ما به عمل آورده بودند که حقیقتا همه ی آنها درست بود.در مورد موضوعات هم باید خدمت شما عرض کنم که به زودی یک متخصص کتاب به جمع ما خواهد پیوست. مشکل علیرضا همچنان پابرجاست و فعلا نام او از فهرست نویسندگان حذف شد.در مورد سینما هم که من یک نویسنده ای که اطلاعات خوبی در این زمینه داشته باشد و هفته ای حداقل بتواند دو مطلب را پست کند پیدا نکردم.اگر کسی شرایط مورد نظر را دارد حتما با من تماس بگیرد.
در این مطلب میخواهیم وبلاگhttp://www.progbiz.blogfa.com را به شما معرفی کنیم.این وبلاگ دارای مطالب آموزشی درباره ی رایانه و اینترنت می باشد.شما با استفاده از این وبلاگ می توانید رایانه و اینترنت را به صورت مقطعی بیاموزید.همچنین شما اگر سوال یا مشکلی در مورد وبلاگ دارید می توانید در بخش نظرات Progbizبیان کنید و مطمئنا به جوابتان خواهید رسید.در کل Progbizوبلاگ بسیار خوبی است با مطالب خیلی آموزنده که مطمئن باشید که بازدید کردن آن پشیمان نخواهید شد.مطالب به درد بخوری که در Progbizوجود دارد را می توان در خیلی کارها مورد استفاده قرار داد.من هم خیلی از این وبلاگ خوشم آمده و سعی می کنم که از مطالبش به نحو احسن استفاده کنم.در بخش لینک هم این وبلاگ به نام همه چیز در مورد رایانه وجود دارد.به هر حال من بازدید از این وبلاگ را به شما توصیه می کنم.
نمایشگاه E3امسال که در شهر لس آنجلس آمریکا برگزار شد و طی آن 50000بازی از سوی شرکت های مختلف به نمایش گذاشته شد.یکی از نکات تعجب آور این نمایشگاه این بود که خبری از Kiil Zone 2نبود.این بازی که به خاطر دمویی که سال پیش به نمایش گذاشته بود جنجال های فراوانی را خلق کرده بود.علت این جنجال ها گرافیک عجیب و غریب و باور نکردنی و فضایی این بازی بود.سازندگان این بازی این دمو را Real Timeخواندند ولی عده ای دیگر اعتقاد داشتند این فقط یک دمو می باشد و از قبل رندر شده می باشد.(به این حالتCGمی گویند)یکی دیگر از خبر در کنفرانس مایکروسافت بود.طی این کنفرانس مسئولان شرکت مایکروسافت اعلام کردند که بازی GTA 4که جدیدترین بازی از سری بازیهای GTAمی باشد در ابتدا فقط برای کنسول X360 خواهد آمد و شرکت سونی حق انتشار آن برای کنسول PS3را ندارد.مسئولین مایکروسافت همچنین بیان کردند که شش ماه بعد ازتاریخ انتشار این بازی برای X 360این بازی برای کامپیوتر و شش ماه بعد برای PS3منتشر خواهد شد.این مساله موجب ناراحتی مسئولان سونی شده است به طوری که آنها نگران گرایش طرفداران کم صبر GTA4به کنسول X 360 هستند.
در نمایشگاه E3غرفه ی شرکت آتاری یک بازی بسیار زیبا را نمایش داد.نام این بازی تنها در تاریکیAlone in The Darkاست. خطهایی که دور اطراف نام بازی وجود دارد نوید یک بازی ترسناک را می دهد.در سال1999نیز این بازی برای کنسولPs oneمنتشر شده بود و حالا این باربرای کنسولهایPs2-PC-X360 منتشر خواهد شد.سازنده ی این بازی شرکت Eden Studiosمی باشد که ناشر آن هم آتاری می باشد.تاریخ انتشار این بازی نامعلوم است و هنوز اطاعیه ای در این رابطه منتشر نشده است.شخصیت اول بازی ادوارد کارنبیEdward Carnby همان شخصیت بازی قبلی می باشد.دموی این بازی در غرفه ی آتاری نمایش داده شد.در این دمو ادوارد کادنبی نمایش داده می شود که سوار بر یک ماشین است و در کنار یک پارک برزگ توقف می کند.در همین موقع ناگهان یک خط سیاهی در پارک ایجاد می شود و همه چیز را نابود می کند.در حقیقت موجودات شیطانی با استفاده از نیرویی به نام After Lifeمی باشد وارد دنیای انسانها می شوند.این داستان در شهر نیویورک اتفاق می افتد.سبک این بازی اکشن ماجراجویی می باشد.با این که این بازی جزوء دسته بازیهای Serrival Horrorاست ولی دارای نکات جالب و زیادی در مورد گیم پلی می باشد.اول اینکه در طول بازی با اتومبیل هایی مواجه خوهید شد و شما می توانید علاوه بر استفاده از این اتومبیل برای جابجایی از آن نیز می توانید به عنوان یک اسلحه استفاده کنید.به گفته ی مسئولان آتاری شما می توانید در هر جای ماشین که خواستید بنشینید و در حال رانندگی تیر اندازی هم بکنید.همچنین دوربین بازی در شرایط مختلف تغییر می کند و از سوم شخص به اول شخص و بر عکس تغییر پیدا می کند.این بازی هچنین نوعی بازی سریالی است.در حال حاضر بیشتر بازیهای روز سریالی می باشند.تمام این نکات ویژه و جزئی در یک جلسه پشت درهای بسته که در آن فقط برخی خبرنگاران و کارشناسان حضور داشتند و این نکات طی یک دمو نمایش داده شدند.همچنین تهیه کننده این بازی خانم نور پلانی Nour Polloniدر مورد این بازی بیان کرده سعی شده بازیباز وارد بازی شود و خود را جای شخصیت بازی بگذارد و به نوعی وارد حال و هوای بازی شود(به این حالت همذات پنداری می گویند.)این بازی دارای موسیقی تاثیر گذاری نیز می باشد که به راحتی نمی توان از آن گذشت.در مجموع باید منتظر یک بازی بسیار هیجان انگیز و جذاب باشیم.
در پایان نمایشگاه E3 هیئت داوران بهترین های را از میان 5000بازی که در این نمایشگاه نمایش داده شدند انتخاب کردند.در مجموع شرکت نینتندو بیشتر بهترین های را به خود اختصاص دادند.در زیر بهنرین های هر موضوع را مشاهده می کنید.
بهترین نمایش:کنسولWii
بهترین بازی اصلی:Spore
بهترین بازیPCکامپیوتر:Spore
بهترین بازی کنسول:Gears of War
بهترین بازی کنسول دستی:The Legend off Zelda Ph
بهترین بازی سخت افزار:Wii
بهترین بازی اکشنGears of War:
بهنرین بازی ماجراجویی:Assassin’s Careed
بهترین بازی مبارزه ای:Heavenly Sword
بهترین بازی نقش آفرینی:Mass Effect
بهترین بازی رانندگی:Excite Truc
بهترین بازی شبیه سازی:Spore
بهترین بازی ورزشی:Wii Sport
بهترین بازی استراتژی:Supreme Commander
بهترین بازی پازل:Guitar Hero2
بهترین بازی شبکه ای:Enemy Territory:Quake Wars
من از افرادی که به بازدید از وبلاگ آمدند و نظر دادند بسیار بسیار ممنونم.من دو سوال در مورد وبلاگ دارم.اولی اینکه چگونه می شود یک نظر سنجی در وبلاگ انجام داد؟و دومی هم درباره ی قرار دادن عکس در وبلاگ.من در توضیحات خوانده بودم که باید عکس های مورد نظر را در یک سایت قرار داد و از این طریق می شود عکس ها را در وبلاگ قرار داد.اگر کسی اطلاعات کامل ترداره و از آدرس سایت های مورد نظر و همچنین در باره ی انجام نظر سنجی در وبلاگ خبر داره حتما در بخش نظرات این مطلب توضیحات و آدرس ها را قرار بده.
بازی رمزداوینچیDa vinci code محصولی از شرکت نه چندان مطرح 2kمی باشد که مدتی است به بازار روانه شده است و این بازی با استقبال نسبتا خوبی مواجه شده.کتاب رمز داوینچی نیزدر تمامکتابفروشی\هاوجود دارد و کسانی که کتاب آن را خوانده اند مشتاق هستند که بازی آن را هم تجربه کنند.در ابتدای بازی دمویی نمایش داده می شود که طی آن مردی شنل پوش در یک موزه به یک پیر مرد شلیک می کند و او را از پا در می آورد.سپس رابرت لانگدون که شخصیت اول بازی و کسی که شما او را در بیشتر مراحل کنترل می کنید نشان داده می شود که سوار یک ماشین است و در حال حرکت به موزه لور یعنی جایی که قتل انجام شده می باشد.رابرت لانگدون که در فیلم رمز داوینچی تام هنکس تقش او را بازی کرده یک کارشناس و متخصص آثارباستانی می باشد.سپس دمو پایان می یابد و بازی آغاز می شود.گرافیک بازی دارای سطحی قابل قبول می باشد و بازی کننده را رازی نگه می دارد.بافت ها هم خوب و تا حدودی دقیق طراحی شده اند.موسیقی هم درنوع خود بسیار زیبا و جالب است و شما را وارد حال و هوای رمز داوینچی می کند.کنترل بازی هم راحت و روان است و مشکلی برای شما به وجود نخواهد آورد.داستان بازی که هم نیازی به تعریف ندارد داستان بازی بر اساس کتاب آن می باشد و سازندگان نهایت تلاش خود را به کار بسته اند تا بتوانند کوچکترین مسائل موجود در کتاب رمز داوینچی را به بازی انتقال دهند.من به شما پیشنهاد می کنم ابتدا کتاب رمز داوینچی را مطالعه بکنید و بعد به سراغ بازی آن بروید زیرا در غیر اینصورت شما چیز زیادی از داستان بازی را متوجه نخواهید شد.شاید بتوان گفت تنها نقطه ی قوت پر رنگ این بازی داستان فوق العاده و جذاب آن می باشد.در طول بازی شما به معماهای کوچک و بزرگ زیادی بر می خورید که هر کدام تا یک اندازه برای شما دردسر ساز می شوند.معماهای بازی رمز داوینچی انصافا خیلی سخت و پیچیده است و برای حل کردن آن حتما باید کتاب آن رامطالعه کرده باشید.درگیری های و صحنه های اکشن بازی نیز بسیار خوب و طبیعی طراحی شده اند.یکی دیگر از نکات مثبت بازی این است که شما در طول بازی علاوه بر رابرت لانگدون سوفی را نیز کنترل خوهید کرد.سوفی یکی از افرادی است که لانگدون کمک خواهد کرد.در کل شاید معماهای بی نهایت سخت بازی را بتوان به عنوان یک نکته ی منفی خواند ولی مطمئنن اقرادی هستند که به این سبک بازی علاقه دارند و با معماهای بازیها را حل می کنند.من به این افراد پیشنهاد می کنم یک بار این بازی را امتحان کنید و به کسانی که حوصله ی این بازیها را ندارند نیز پیشنهاد می کنم یک بار هم که شده این بازی را امتحان کنند اما با راهنمای قدم به قدم!
۱) خاله پتونیا همان چیزی نیست که به چشم می بینیم بلکه در کتاب هفت چیز جدیدی از او می بینیم.
۲) دامبلدور واقعا مرده است اصلا به امید بازگشت او نباشید
۳) جوآن بعد از هری پاتر مرخصی می کند وبعدش کتابی برای نوجوانان می نویسد.
۴) سلمان رشدی از رولینگ سوالی کرده در مورد اسنیپ و او هم گفته که عقیده او در این مورد صحیح است
۵) رولینگ گفته امروز بعد از دوش گرفتن به این نتیجه رسیده که عنوان بهتری باید برای کتابش انتخاب کنه. و این کارو کرده.
۶) پرسیده شد اگر بخواهند پنج نفر را برای شما دعوت کنین اونا کی هستن. رولینگ اول گفت هری که ازش عذرخواهی کنم. بعدش گفت رون و هرمیون. البته اگر زنده باشن. در نهایت هم دامبلدور و هاگرید را انتخاب کرد.
انتشار
انتشار کتاب رمز داوینچی در کشورمان ممنوع شد.این اقدام به خاطر اعتراض جمعی از روحانیون مسیحی ساکن در ایران انجام گردید ولی نسخه هایی از این کتاب که در قفسه های کتاب فروشی ها وجود دارند اجازه ی فروش را خواهند داشت.این کتاب حتی در آمریکا هم مخالفانی پیدا کرده و گفته می شود که دن براون نویسنده ی این کتاب از سوی افراد نا شناس تهدید به مرگ شده است.فیلمبرداری فیلم رمز داوینچی نیز به صورت کاملا مخفی انجام گرفت.کتاب رمز داوینچی بعضی از اعتقادات دین مسیح را بی اساس می خواند و دلیل اعتراض رو حانیون مسیحی به این کتاب نیز این بوده است.یه هر حال دن براون همچنان پای حرف های خود ایستاده و کتاب خود را بر اساس واقعیت توصیف می کند.همچنین اکران فیلم رمز داوینچی در هند و چند کشور دیگر ممنوع شده است.
در سالهای اخیر صنعت بازی سازی پیشرفت خیره کننده ای داشته است و تولید این بازیها نسبت به گذشته تفاوت های زیادی داشته است.در امروزه بازیهای کامپیوتری به سوی فیلم های سینمایی گرایش دارند و سازندگان بازیها سعی می کنند که محصولات خود شبیه به فیلم های سینمایی باشند.به طور مثال بازی فارنهایتFahrenheitیکی از عناوینی است که تا حدود بسیاری به فیلم سینمایی شبیه است.این بازی نسبتا موفق دارای گرافیک جالبی نبود ولی دارای یک داستان فوق العاده و زیبا و یک موسیقی باشکوه و به یاد ماندنی بود که همین امتیازات برای موفقیت این بازی کافی بود .داشتن داستان و موسیقی زیبا یکی فاکتورهای یک فیلم سینمایی موفق می باشد. موسیقی این بازی توسط آنتونیو بانجلتی یکی از موسیقی ساران بززگ دنیا ساخته شده است.دیوید کیج کارگردان این بازی درباره ی داستان فانهایت می گوید:من می خواستم یک داستانی به خلق کنم مه هم بزرگسالان و هم بقیه ی رده های سنی بتوانند از آن لذت ببرند.به سراغ یک مورد دیگر می رویم.بازی Metal Gear:Solid Snakeهم یکی از عناوینی بود که از همه نظر کامل بود.هم دارای گرافیک قابل قبولی بود و دارای داستانی زیبا و خیالی ولی دارای رگه هایی از واقعیت بود.Metal Gear تا حدود بسیار زیادی به فیلم سینمایی شباهت داشت.یک پایان کلاسیک داشت که در نوع خود بی نظیر است.Metal Gearموفقیت های زیادی را کسب کرد و یکی از بازیهای پر طرفدار می باشد.امثال Metal GearوFahrenheitبسیار زیاد است که شباهت های زیادی به قیلم سینمایی دارند.به نظر می رسد بازیهای نسل آینده هم این راه را طی خواهند کرد و باید منتظر ماند و دید که بازیهای نسل آینده چگونه خواهند شد و چگونه بازی خود را به یک فیلم سینمایی تبدیل می کنند که بیننده فیلم در روند داستانی آن نقش دارد.
می نویسیم و امیدواریم که رضایت شما را جلب کنیم.



